عنوان: کرونا، بلای تمدن و شهرنشینی

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در print

کودک

فرزندان، تحقق رویاهای پدر و مادرند. والدین، دوست دارند، آنچه را نداشتند یا در آرزویش بودند، برای کودکشان فراهم کنند....

یکسال است که کرونا مهمترین خبر هر روزه مردم شده. ابتدا سیاستمداران حاکم جهان جشن گرفتند که چین به خـواست خدایان با کرونا از پا درمیاد. بعد غریو خوشحالی که نظام حاکم ایران با کرونا سقوط می کند.  همه می دونیم که این شادی در غم دیگران،دوامش سه چهار ماه بیش نبود.  وقتی لشکر کرونا به اروپا رسید، نحوه برخورد با خطر کرونا متفاوت شد. پس از آن هم از کرونای آمریکا رونمایی شد. شدت تلفات آمریکا و اروپا به میزان سه چهارم کل تلفات کرونا در جهان، علم و پیشرفت را شوکه کرد. در همین حال محققان پیش بینی کردند، قطار کرونا وقتی به آفریقا، هند و کشورهای ضعیف برسه،  قتل عام وحشتناکی در پیش خواهد بود. اتکایشان به میزان تلفات اروپا و آمریکا در سایه امکانات وسیع درمانی بود.  لذا رقم سیصد میلیون مرگ و میر را برای هند و قتل عام مردم آفریقا را پیش بینی کردند.  آمریکا و اروپا در کنار آنهمه امکانات درمانی و پزشک و دانشمند، تاکنون بیش از یکهزارم جمعیتش را از دست داده است.  بر همین اساس کشور فقیری چون بنگلادش باید ده برابر این میزان تلفات داشته باشد. ولی می دانیم که اینگونه نشد. روند توسعه کرونا در آفریقا و میزان کم تلفات، دانشمندان را متعجب کرد.  کشتار هندوستان هم در آن حد و حدود اتفاق نیافتاد. تلفات هند یک و دو دهم میلیارد نفری، بسیار کمتر از ایالات متحده سیصد میلیونی شد. بقیه کشورهای توسعه نیافته دنیا هم، خیلی درگیر این بیماری نشدند. بیاییم خود را با این موضوع که آمار کشورهای ضعیف درست نیست و احتمالا تلفات واقعی بسیار بیشتر از آنچه ادعا می شود، باشد گول نزنیم. این اتهام هم اکنون در مورد انگلیس و فرانسه هم، با بیان روزنامه های این کشورها، وجود دارد. پس مناسب است اگر مبنا را آمارهای سازمان بهداشت جهانی قرار دهیم. چرا اینگونه شد؟ انگار این بلا فقط برای چند کشور قدرتمند اروپا و کشور آمریکا، بدبختی محسوب می شود و با بقیه خیلی کاری ندارد.  آیا این ویروسی است که یک دشمن، برای از پا درآوردن غرب طراحی کرده؟ آیا خدایان بخشم آمده اند و اینگونه دارند این قدرتهای جهانی را گوشمالی می دهند؟  ممکن است دعای مظلومان، گریبان این نژاد خودبزرگ بین را گرفته است؟ لابد اینها دارند تاوان گناهان بی شماری که کرده اند، پس می دهند.

اگر نخواهیم خود را درگیر این خرافات کنیم،  چه عاملی وجه مشترک تلفات بیشتر کروناست و چرا آمریکا و اروپا بیشترین آسیب را می بینند؟ علت را باید در نحوه زندگی مردم جستجو کرد، نحوه تغذیه و فرهنگ.  انگلیس،  آلمان، فرانسه و آمریکا،  پرچمدار دنیای نوینند.  سبک متفاوتی از زندگی را ارائه داده اند و رویای مردم بیشماری هستند.  آسمانخراشها، هتلهای لوکس، شهرهای مدرن، پلها و جاده های چند طبقه، بروزترین تکنولوژی ونهایت کیفیت، تصویر رویاگونه یی از این کشورهاست که برای بقیه ملل، در حد آرزوست.  در این زندگی رویایی یک خلا موجود است.  طبیعت.  آری، مردمی که از طبیعت فاصله زیادی گرفته اند، غذا و هوایشان مصنوعی است وتولید کارخانه هاست، در مقابل کرونا شکننده ترند.  کرونا همان اندازه که وارد آمریکا شد، تبت هم رفت، بنگلادش هم رفت، اریتره هم رفت.  چه شد که در اریتره یک مورد مرگ و میر هم مشاهده نشد، ولی مردم نیویورک،  هزار هزار می میرند. تفاوت درسبک زندگی آنهاست، ولی کجاش؟  مردم روستا نشین اریتره، اگر غذایی برای خوردن داشته باشند،  غذاییست که از دل طبیعت درآمده،  تازه است، از کود و هورمون برای تولید آن استفاده نشده. از هوای طبیعی بهره می برن. زندگی مرد اریتره ای خیلی شبیه اجداد چند هزار سال پیششه. و طبیعت خودشو حفظ کرده.

ولی اون میلیونر نیویورکی،  صبحانه ش شیر تولید شده از شیرخشک بعلاوه کورن فلکسه،  بین روز کیک با آب پرتقال تولید یک کارخانه معتبر میل می کنه.  ظهر مرغ کارخانجات مک دونالدو میخوره که خدا میدونه با چه هورمونی ظرف کمتر از یه ماه به مرغ بالغ تبدیل شده. دورچینش، میگویی است، که در یک استخر،  شش ماه پیش، با غذاهای غیر طبیعی رشد کرده. کاهویی که از آمریکای جنوبی اومده و به کمک مواد نگه دارنده اینگونه تازه بنظر میرسه. همراه با میوه های مارکدار از اینور، اونور دنیا.  این میلیونر ما، آب و نوشیدنیی هم که می خوره تولید کارخانجاته. تازه و کاملا طبیعی نیست.  میلیونر ما از خونه دارای تهویه مطبوعش که بیرون میاد،  ماشینش منتظرشه و اونو به محل کارش میرسونه.  میلیونر ما حتی هوای طبیعی پر از آلاینده نیویورک را هم تجربه نمی کنه.

شیوه های تولید علمی مواد غذایی در آمریکا و اروپا، به میزان وحشتناکی از طبیعت فاصله گرفتند. دام و طیوری پرورش می دهند که در طول عمر خود، از نور خورشید محرومند. همانند یک خفاش، دور از نور خورشید می زیند. بجای استفاده از علوفه و دانه های طبیعی، از غذای دام کارخانه ای استفاده می کنند که برای رشد سریعتر و یا تولید شیر بیشتر، هورمون و مواد شیمیایی،   به آن افزوده شده. مصرف کنندگان این گوشت و پروتیین و لبنیات حاصله، در حالی که سرخوشند که محصول طبیعی می خورند، اثرات بد این تغذیه غیر طبیعی را بجان می خرند. میوه ها و محصولات کشاورزی با انواع کودها و سمهای شیمیایی پدید می آیند. و در آخر با روشهای شیمیایی، ماندگاری بیشتری را کسب می کنند. مصرف کنندگان بی خبر، با خوشحالی از این محصولات بظاهر طبیعی تغذیه می کنند. بدیهی است اثری غیر آنچه اندیشیدند، بر بدنشان تحمیل می شود. اینگونه مردم شهرنشین بی آنکه بدانند، از طبیعت فاصله گرفتند و مدام در حال جذب هورمونها و مواد شیمیایی مواد غذایی، شوینده ها و نوشیدنیها هستند. این پارامترها را با آلودگی هوا و کمبود در معرض قرار گرفتن نور خورشید و آلودگی آب آشامیدنی جمع نمایید. انسان حاصله، چیزی اضافه تر از آن مرغی که تولید می کنند ندارد، مرغی که در دستگاه بدنیا آمده و بدور ازنورخورشید، با هورمون و مواد شیمیایی رشد کرده. یا مشابه گوجه فرنگیی که هموزن آبی که جذب نموده، سم دریافت می کند. این روش تولید اروپایی آمریکایی، با نسبت ضعیفتری در تمام شهرهای بزرگ جهان هم تبعیت شده است.

امروز، کارنامه ویروس کرونا بیانگر اینست که کشته های مناطق با امکانات بالای پزشکی و علمی، ولی با مردمی که  از طبیعت فاصله زیادی دارند، بسیار بیشتر از مللی است که فاصله کمتری با زندگی طبیعی دارند. حتی اگر امکانات مراقبتی ضعیفی داشته باشند. و باز اثبات می کند که مردم بدوی، با قدرت مقاومت 99 تا صد درصد  درمقابل این بلا مصونیت نشان می دهند. در شرق آسیا هم علم و تکنولوژی پیشرفت زیادی دارد و جمعیت شهرنشین فراوان. لکن این نژاد خوشبختانه کاملا خود را تسلیم فرهنگ غرب نکرد. یک چینی و یا ژاپنی بسیاری از سنتهای غذایی و دارویی خود را حفظ کرده و شاید همین مورد، در کنار تبعیت مطلق از قوانین پیشگیری و حکومت، تلفات آنها را تا این حد پایین آورده است. ما ایرانیان شهرنشین، مطیع کامل فرهنگ غرب شدیم، همان غذاها، همان داروها، همان سبک زندگی. همین هماهنگی سبک زندگی، موجهای کرونای ما و اروپا و آمریکا را یکنواخت کرده است.

جدول فوق تلفات کشورها با بیشترین و کمترین آسیب دیدگی از کرونا را نمایش می دهد بر اساس میزان تلفات در هر میلیون نفر

گزارش 29 دسامبر 2020 سازمان بهداشت جهانی

بلژیک با 1656 نفر کشته در هر میلیون جمعیت، مقام دوم. ایتالیا، پنجم. اسپانیا، دهم. انگلیس، سیزدهم. و آمریکا با 1035 کشته در هر میلیون نفر، چهاردهم. فرانسه ، شانزدهم. ایران با 650 کشته در میلیون، سی و هفتم. کانادا، پنجاه و دوم.

تانزانیا، تایوان، ویتنام، مغولستان، اوگاندا، نیجر، سودان، نیجریه، چاد، با کمتر از 6 نفر تلفات در هر یک میلیون جمعیت.

شاید موقع آن باشد که زندگی خود را بازنگری کنیم. ببینیم چقدر از غذایی که می خوریم طبیعی است. چطور درصد طبیعی بودن آن را اضافه کنیم. بیاییم قواعد استاندارد محصولات را بازنگری کنیم. قواعد فعلی ظاهرا مدافع تولید بیشتر است، نه حفظ کیفیت و نه حافظ سلامت بشر. چند سالی است که بخشی از مردم هزینه زیادتری پرداخت می کنند، تا محصولات ارگانیک مصرف نمایند. شاید با ارائه یک تعریف واقعی از محصولات ارگانیک، بتوان نسل بشر را از راه غلطی که در پیش گرفته، بازگرداند. با زندگی طبیعی، از انقراض بشریت جلوگیری کرد

نگاهی داشته باشیم به مسیری که پیمودیم تا به اینجا رسیدیم. اولین گروهی که خام شدند و مبلغ روغنهای نباتی و رژیم های غذایی جدید شدند، پزشکان بودند. بقیه تحصیلکرده ها نیز با خواندن مقاله یی در کتاب یا روزنامه آنرا تایید کردند. امروزیترها، مادربزرگها را مسخره کردند، که در مقابل جایگزینی تغذیه طبیعی با این تولیدات کارخانه ای جدید مقاومت می کردند. و آنان را اممل خواندند

جالب است، به سی چهل سال قبل که بازگردیم، روغنهای نباتی با ویزیت دکترها به خانه ها راه یافت. طبیعت دست نخورده مردم، موجب می شد که  از آن خوششان نیاید و بو طعم آنرا دوست نداشتند. در حدی که ظروفی که در آن با روغن نباتی برای مریض غذا درست می کردند، از بقیه جدا بود. و کسی در آن ظروف غذا نمی خورد. چه شد که همین مردم دو دهه بعد برای خرید روغن نباتی در صف ایستادند؟

چه درست مادربزرگها اندیشیدند که تا آخر عمر لب به روغن نباتی و سوسیس، کالباس نزدند. لجوجانه نیمرو با تخم مرغ رسمی و روغن حیوانی، یا نان و پنیر محلی و سبزی، را به ماکارونی و اسپاکتی و مصنوعات جدید غذایی ترجیح دادند. بتدریج عامه مردم با تبعیت از تبلیغات، با خوشحالی مشتری پروپاقرص، پنیر کارخانه ای، لازانیا، پیتزا، همبرگر، سوپ اسپاگتی، روغن های گیاهی، کوکاکولا، آب پرتقال کارخانه ای، انواع کنسرو رب  و انواع سسها شدند. با خوردن آنها، احساس تمدن نمودند. مادر بزرگها از روغن نباتی دوری می کردند. با استناد به اینکه اگر خوب است، چرا گربه ها به آن لب نمیزنند در حالی که مشتاق روغن حیوانیند.  جوانترها با احساس تاسف به اینگونه طرز فکر، به مسنترها، می نگریستند و اتکایشان به مقالات علمی  در خصوص کمتر بودن کلسترول این روغنها بود. چه خوب بود در کنار استفاده از دستگاههای کنترل کبفیت پیچیده مواد غذایی، ذائقه و غریزه دست نخورده حیواناتی مانند گربه را هم مبنا قرار می دادیم. وقتی گربه لب به روغن نباتی نمیزد، شک میکردیم که نکند ما، راهی خلاف طبیعت خودمان داریم، می پیماییم.

 همین دکترهایی که صدای سیاستهای اقتصاد جهانی شدند و روغن نباتی را بعنوان دارو تجویز کردند، چند سال بعد روغنهای مایع را توصیه نمودند. شیر خشک کودک و غذاهای کمکی کارخانه ای را در دامان مادران گذاشتند. حتی برخی در موقع مریض بودن کودک، منع میکردند که شیر مادر به کودک داده شود. پس از آن نغمه عدم مصرف روغنهای حیوانی داده شد. زمانی هم سویا را معادل گوشت، عنوان کردند. در کنار همه اینها، مشت، مشت، قرص و دارو شربت و کپسول، ساخت کارخانجات جهانی، بخورد مردم دادند. در این مدت سی چهل سال، هیچ دکتری فرصت نکرد، بررسی کند داروهای سنتی این مرزو بوم، کی و کجا، بجای داروهای شیمیایی قابل استفاده است. اینگونه چهارتخم و سنبلاتی و گل کاکوتی و عناب و سپستون به فراموشی رفت.

 کار کارخانجات جهانی با وجود پزشکان ساده می شد. پس از هر تولید انبوه، سمینارهایی برگذار شد و مقالاتی در روزنامه ها و مجلات علمی منتشر. پزشکان جهان هم با استناد به این مقالات، در هر نقطه دور و نزدیک دنیا، رسالت خود را به انجام می رساندند. اینگونه ظرف سی چهل سال، همه مصرف کننده و خریدار محصولات شدند.

 چه سریع تغییر روش دادیم. هنوز همه به یاد داریم که طاقچه زیرزمین مادربزرگها، پر از شیشه های آبغوره بود که با خمیر، سرش را آب بندی کرده بودند و خم سرکه در آن گوشه دیگر. چند حلب روغن نباتی که در آن خیارشور انداخته بود. غوره های خشک شده، چند دبه  حاوی سبزی های خشک شده، انواع ترشی و مربا، دبه های رب گوجه، انواع لواشک ، توت خشک، انجیر، حتی تخمه های خربزه و هندوانه که تمیز و شسته شده بودند، تا برای یک دورهمی خانوادگی عصرانه، تف داده شوند. صد البته یک دبه روحی که حاوی روغن کره طبیعی بود و با احترام در جای مناسبی قرار داشت. وچه این مادربزرگها متنوع بودند. در خانه هایی انگور آونگ شده هم می دیدی. یا دبه ای که گوشت قورمه شده در آن بود. وجه اشتراک آن، در طبیعی بودن همه این تولیدات خانگی بود. بدون هر افزودنیی. همین مادر بزرگها، دوست داشتند نان را از نانوایی قدیمیی بخرند، که هنوز خمیرمایه کارخانه ای به آن رسوخ نکرده بود. و یا نان خانگی مصرف کنند. باز آنها یاد می کردند از مادرانشان، که خود شیر می دوشیدند، ماست مایه می زدند، پنیر و کشک درست می کردند، تخم مرغ مصرفیشان را، چند مرغ توی حیاط، تامین می کرد. چه خنده هایی کرد نسل ما، به این مادر بزرگها که بجای مواد شوینده ظروف، از خاکستر و چوبک استفاده می کنند، بجای شامپو بدن و صابون لوکس، از صابون مراغه و روشور. چه زود ما گول تبلیغات کارخانه ها را خوردیم. چه راحت ،مصرف کننده کامل شدیم. همه تولیدات با ماسک قابل اعتماد بهداشتی و علمی، عرضه می شدند. نسل ما این سموم را با رغبت بیشتری مصرف کرد تا دست ساخته تمیز و سالم مادربزرگ را.

 نهضت مصرف غذای ارگانیک چند سال قبل از ظهور کرونا شگل گرفت و فک کنم بیش از همه در آلمان، که مصرف هر گونه سم و کود را در زمینهای کشاورزی ممنوع می کرد. مردم را تشویق به خوردن گوشت گاو علفخوار می نمود. تلاش برای برگشت مجدد به خورد و خوراک طبیعی بشر را در تبلیغ می نمود. البته خیلی جدی گرفته نشد و بیشتر لوکس می نمود. حال با نتیجه قتل عام کرونا، باید انسان با جدیت به طبیعت خود برگردد. این حجم مواد شیمیایی و هورمون را از خود بزداید. تااز ضعیف شدن و در معرض انقراض قرار گرفتن رهایی یابد.

محمد تقی سعدی نام

دی 1399

www.sadinam.com

بدون دیدگاه on کرونا، بلای تمدن و شهرنشینی

دیدگاه خود را بیان کنید

ایمیل شما نمایش داده نمیشود
ایمیل شما نمایش داده نمی شود