زنها محدودیتهای اجتماعیشونو، از خودخواهی و برتری طلبی مردا می دونن. گروهی از زنها، اونو میراث هزاران سال مردسالاری محسوب می کنن. عده ای تقصیرو گردن مذاهب می اندازن که همه جا برتری را به مردا داده، ارث مردا رو دو برابر زنها قرار داده، به مرد اجازه زدن زن را میده، شهادت دو زن معادل یک مرده، دیه زن نصف مرده، اگه زنی، مردی را بکشه، اعدام میشه، ولی اگه مردی، زنی رو بکشه فقط باید دیه شو بده و صدها قانون اینجوری که از قول خدایان نقل میشه.


گروهها و احزاب و جمعیتهای زیادی توسط زنان تشکیل میشه تا هویت مردانه اجتماع تلطیف بشه. زنهای زیادی عمر خودشونو وقف آگاهی زنان از حقوقشون می کنن. از اون طرف سمتهای وزارتی و وکالتی زیادی به زنها تخصیص داده شده. امکان ورود به همه رشته های دانشگاهی براشون فراهم شده. تصدی اکثر مشاغل برای خانمها ممکن است. با این اوصاف ما تبعیض جنسیتی در جامعه نداریم؟
وقتی بحث حقوق زنان و برابریشون پیش میاد، گناه اصلی گردن مردا می افته.

واقعا فکر می کنین در تبعیض جنسیتی، زنها بی تقصیرن؟
همین زنان طرفدار حقوق زن و فمنیست چقدر رفتارشان با خواسته هایشان مطابقت داره؟
من بارها دیدم که خانمهای روشنفکر امروزی، دکتر مردو برای زایمان به دکتر زن ترجیح میدن. دندونپزشک مردو انتخاب می کنن. آشپز مردو بیشتر قبول دارن. خیاط مرد واسشون ارجحیت داره. اگه محدودیتی نباشه، دوس دارن آرایشگرشون مرد باشه.
به نظرتون خانمهای فمنیست، مربی ورزشی مردو بیشتر دوس دارن یا زن؟ استاد مرد یا زن؟ عکاس و فیلمبردار مرد یا زن؟ راهنمای سفرشون مرد باشه یا زن؟ کارگر مردو به کارگر زن ترجیح نمیدن؟ اگه تو هواپیمایی بشینن که خلبانش زن باشه، استرس نمی گیرن؟ اگه قرار باشه اکثر شغلها در تصدی مردها باشه، پس خانمها چه کار کنند؟
خانمهای طرفدار حقوق زن چقدر از رانندگی خانمها در شهر ایراد می گیرن؟ زنها وقتی توی مهمونیاشون مردا هم باشن، سطح پذیرایی را بالاتر نمی برن؟ ظروف بهتری استفاده نمی کنن؟ تنوع غذاها رو بیشتر نمی کنن؟ اگه قراره مردها دورهم باشن و زنها دور هم، قسمت بهتر اتاق پذیرایی و مبلهای شیک تر به مردا اختصاص پیدا نمی کنه؟ پذیرایی را ابتدا از مردها شروع نمی کنن؟ پس از اتمام مهمونی از شلوغ کاری و کثیف کاری زنها و بچه هاشون، گله نمی کنن؟
خیلی از زنها اگه به اداره ای زنگ بزنن و خانمی جوابشونو بده، لجشون می گیره و فکر می کنن کارشون بدرستی انجام نشه. اکثر زنها از فروشنده های زن خوشحال نمیشن. هنوز تعدادی از زنها اگه پسر بدنیا نیاورند، خجالت زده اند.
اگر در اغلب موارد زنها، مردا رو ترجیح میدن، چرا ما فکر می کنیم مردها حقوق زنان را پایمال کردند؟


به خانم تحصیلکرده ای که یک دختر و یک پسر کوچک داره، توجه کنین. هر کاری که پسره بکنه را حمل بر شیطنت پسرانه می کنه و با لبخندی حاکی از رضایت تحمل می کنه. چه شکستن وسیله ای باشه یا بهم ریختن خونه و یا صدمه زدن به خواهرش. ولی دختر کوچکش، از همان سن کودکی موظفه در کارهای خانه به مادرش کمک کنه. پسرش اگه عصبانی بشه و توهینی بکنه و یا حرف زشتی بزنه، نشنیده می گیرند. ولی دختر کوچک، باید همه آداب خانم بودن را رعایت کنه. پسر بچه اگه جلو همه لخت بشه و بازیگوشی کنه، موجب خنده میشه، ولی اگه دختر بچه، گوشه دامنش بالا بره، واویلاس. براحتی این حساسیتها از زبان دین هم بیان می شه. اگر زنی در اتاقکی کاملا بسته غیر قابل ورود، بر فراز قلعه ای بخواهد نماز بخواند، باید تمام بدنش را بپوشاند در حالی که یک مرد میتواند بصورت تقریبا عریان نمازش را در میدان شهر بجا آورد.


آیا مادران، از کودکی تبعیض جنسیتی را به کودکان خود آموزش نمیدهند؟ پسر بچه ای که از کودکی یاد می گیره بیشتر کارها برایش مجاز است ولی خواهر همسنش، خیلی از اصول را باید مراعات کند، این آموزش، خط مشی آینده شو مشخص نمی کنه؟ آن دختر بچه که می بینه برادر همسنش آزادی بیشتری داره، چی؟ آمارهای روانشناختی نشون میدن، صدمات روحی زنان بلحاظ همین تبعیضهای جنسیتی دو برابر مردان است.
من فکر می کنم قوانین امروز و دیروز ما را، مادران نوشته اند، نه مردان و نه خدایان. بیشتر اصول روابط اجتماعی را مادران از کودکی در مغز ما درج می کنند. مرد جوانی که از همسرش انتظار تبعیت دارد و خود را آزاد از هر بندی می داند، در کودکی این اصل را فرا گرفته. دختر جوانی که همه مصایب را تحمل می کند و به کسی نمی گوید تا مبادا آبرویش برود، هم از کودکی اینگونه بارآمده است.


این آبرو، زنان و دختران ما را بد جوری اسیر کرده. اگه لباسشان لکه ای داشته باشد، آبرویشان رفته. اگه ظرف میوه ای که برای مهمان می آورند، لک آب داشته باشد، بی آبرو شده اند. اگر گوشه لباسشان بالا رود، خیلی زشت است. اگر کسی متعرضشان شود و فریاد بزنند، غیر قابل قبول است. اگر چند نوع غذا درست کنند، یکیش شور بشه یا بسوزه، دیگه سرشونو نمتونن بلند کنن. اگه شوهر نامناسبشون طلاقشون بده، از همه پنهان می کنن. اگه توی مدرسه نمره بد بیارن، کسی نباید بفهمه. چاق بشن، خجالت میکشن. لاغر باشنِ، شرمنده اند. یک دختر یا زن تمام روزهای عمرش باید مواظب باشه که آبروش نره. آنهم بابت کارهایی که اگه مردا انجام بدن، عیب نیس. ولی یک پسر یا مرد، فارق از هر گونه استرس داره زندگیشو میکنه. چرا ما دخترانمان را اینقدر حساس و شکننده بار می آوریم؟ مردی اگه زندانی بشه، همه میخندند و میگن زندان مال مرده. ولی اگه زنی صداشو بلند کنه عیبه. این مصیبت را مادران جوان رقم می زنند. تا زمانیکه زنان به دخترانشان سختگیری بیشتری می کنند. تا وقتی که از یک دختر بچه انتظار یک فرشته را داریم، نه کودکی شیطون و بازیگوش. و تا وقتی زنان، هم جنس خود را در جامعه پس می زنند و مردان را ترجیح می دهند، جامعه از تبعیض رهایی نمی یابد. زنان جزییات را دقیقتر حس می کنند و مردان بر کلیات احاطه بیشتری دارند. در تربیت دختران، فشار و تاکید بسیار کمتری از پسران باید وارد کرد تا ایجاد حساسیت در دختران نکرده باشیم.


ابتدا مادران جوان، اصولی را بر ذهن کودکان دختر و پسرشان حک می کنند، بعدها همین آموخته ها بصورت قانون درشهر جاری می شود، عرفها را می سازد و یا از زبان خدایان بصورت قوانین غیر قابل تغییر بر جامعه حاکم می گردد.
این زنجیره ادامه پیدا می کند، ادیان، قوانین و مردها برای حفظ این عرفهای غلط به زنان فشار بیشتری می آورند و زنها باز فرزندانشان را بگونه ای تربیت می کنند که خلاف عرفها نباشند و خانمها، زنان دیگر را برای اجرای قوانین تحت فشار می گذارند.


نمیتوان بدقت گفت در جامعه ما، مردها، زن ستیزترند یا زنها.
محمد تقی سعدی نام
آبان 1399
www.sadinam.com