از هر دری

رها جون: سلام مریم خانم، چه خبرا مریم خانم: ای بابا،نونوای سر کوچه،نوناش خیلی خمیره،این میوه فروشه هم که از همه جا گرونتر میفروشه. پس ما از کجا خرید کنیم؟ رهاجون: من امروز یه تاکسی سوار شدم مسیری که هر روز دارم میامو،سه هزار تومن گرونتر گرفت. کلی باهاش دعوا کردم. راننده طلبکارم بود، میگفت […]

الی

با عجله سوییچ ماشینشو برداشت و از در خونه بیرون زد. عه. باز این همسایه پررو ماشینشو سپر به سپر ماشینش چسبونده بود. حالش ازش بهم می خورد. اونم همیشه یه کرمی می ریخت. پشت ماشینش نشست و توی یه جای کم اینقدر جلو عقب کرد تا بالاخره ماشین از پارک دراومد. با عجله به […]