اعتیاد من

اعتیاد من

اعتیاد من اولین باری بود که اجازه پیدا میکردم اینقدر از خونه دور بشم. سال آخر دبیرستان بودم و اسممو توی یک کلاس کنکور نوشته بودند. خواهرم، سحر، دانشگاه میرفت و منم نباید کم می آوردم. کلاس کنکور خیلی از خونه مون دور بود. با اتوبوس سه ربع، یکساعت زمان میبرد. توی کلاسها...