گذر از بن بست کشور 5

وضعیت موجود اجتماعی مذهبی

نتایج مشابه عملکرد سیاسی اقتصادی دو جناح حاکم در کشور، دلسردی قابل توجهی در مردم ایجاد نموده است. جامعه 8 سال صبر میکند به این امید که جناح دیگر با وعده های زیبایی که میدهد از صندوق انتخابات سر درآورد و نتایج اجتماعی اقتصادی جامعه تغییر نمیکند و بدتر هم میشود و بیشتر وعده های انتخاباتی هم در کوران حوادث گم میشود.در زمان آقای احمدی نژاد با افتخار ارزش پول ملی را به کمتر از یک سوم کاهش دادند که اقتصاد شکوفا میشود و صادرات زیاد میشود و بیشتر کشورهای موفق اینگونه رشد کردند. ولی همزمان با افزایش قیمت دلار هر مغازه داری به همان نسبت قیمت اجناس خود را بالا میبرد، اجناسی که اصلا به دلار و واردات ارتباطی ندارد و اینگونه همه چیز گرانتر شد و خواسته اقتصاددانان و دولت که کالاها ارزانتر در کشور تولید میشود و امکان صادرات آن بیشتر است، تامین نشد و فقط روحیه مردم خرابتر شد و فقیرتر شدند. در زمان آقای روحانی هم ارزش پول ملی تاکنون به حدود یک پنجم تنزل پیداکرده و جالبه که بیشترین تورم( البته آنچه بانک مرکزی اعلام کرده) در میوه حادث شده که هیچگونه ارزبری ندارد(98 درصد).

و اینکه یک ملت ببیند ارزش پول توی جیبش در کشور خودش و در دنیا یک پنجم شده، همان اثری است که اگر صبح از خواب بلند شوند و ببینند چهار پنجم ثروتشان را دزد برده است. اصلا جالب نیست که در یکسال اخیر همه عوامل تنش زا با هم اتفاق افتاده اند. زلزله های مکرر کرمانشاه و کرمان وکشته و زخمی شدن صدها نفر و بیش از هفتاد هزار بیخانمان،

آلودگی غیرقابل تحمل هوای خوزستان و پدیده ریزگردها که هزاران نفر را راهی بیمارستان کرده و آرامش را از این جمعیت سلب نموده است و هیچ راه حلی برای آن متصور نیست، بی آبی و خشکسالی شدیدی که بر کشور حاکم شده و کار را به بستن آب یزد توسط روستائیان اصفهان کشاند و مردم را رو در روی هم قرار داد و در بلوچستان هلال احمر آب نذری پخش میکند، درگیریهای دو جناح حاکم و اعتراضات معیشتی که جناح مخالف براه  انداخت و کنترل از دستش خارج شد و به اعتراضات ضد نظام در پاره ای از شهرها منجر گردید و چقدر مایه خوشحالی دشمنان خارجی بود و به کشته شدن و دستگیری عده زیادی انجامید. خروج آمریکا از برجام که مایه مباهات دولت همین قرارداد برجام بود، کاهش وحشتناک ارزش پول ملی که آخرین امیدهای مردم را ازبین برد، خاموشی های مکرر در کشور با توجه به اتکا به برق آبی و خشکسالی و متوقف شدن صادرات برق و در نهایت روشدن اختلاسها و سوء استفاده از رانتها با رقمهای سرسام آور 26 هزار میلیاردتومانی.

دولتی که شعارش تورم تکرقمی بود موجب افزایش سیصد درصدی قیمتها شد.

واقعا مگر یک ملت چقدر روحیه و انگیزه دارد که اینهمه بلا بر سرش ببارد؟ عده معدودی در کشور امکان مهاجرت دارند و همینها سرمایه هایشان را به دلار و طلا تبدیل میکنند و راهی ترکیه و گرجستان و ارمنستان و کشورهای اروپایی و کانادا و استرالیا و هر آنجایی که امکانش باشد شده اند و بخش قابل توجهی از کاهش ارزش پول هم مربوط به همین خروج سرمایه هاست ولی مگر یک ملت میشود که کوچ کنند و زادگاهشان را ترک کنند؟ مردم این کشور باید در بد و خوب میهنشان بمانند و با امید به روزهای بهتر زندگی کنند. همزمان با این وضع اجتماعی ، عده ای ذوق زده شده اند که اینجا کشور امام زمان است و در آن نباید گناه صورت بگیرد و چه بگیر و ببندها و گشت ارشاد و سپردن کنترل میزان دین مردم به نیروی انتظامی که اصلا فرشته و بیگناه نیست،

هر کس حجابش دلخواه آن مامور نباشد راهی کلانتری شود و باز با اتکا با اینکه بابای مردم شده اند، حمله به خانه ها و باغها برای کشف احتمالی دورهمی دختر و پسر و رقص و مشروبات الکلی و جلوگیری از انجام گناه. عده ای هم تمام تلاششان برخ کشیدن روزهای عزاداری و زدن پرچمهای سیاه در هر کوی و برزن و یستن سینماها و تئاترها و مراکز خوشحالی در این روزها و قطع برنامه های یک کم جذابتر تلویزیون در روزهای عزاست

و فکر نکنید چهارده معصوم داریم، چهارده روز در سال چیزی نیست، دو ماه محرم صفر با سه دهه فاطمیه میشود سه ماه با ماه رمضان و روایتهای مختلف از رحلت امامان، چهار و نیم ماه از سال یا به عبارتی حداقل از هر سه روز، یک روز آن عزاداری است که به زعم آقایان همه را مردم باید به سوز و گداز بپردازند و از هر گونه شادی و خوشحالی بپرهیزند و اینگونه مذهبمان رونق میگیرد!! اگر واقعا یکی از امامان امروز حضور داشت اجازه میداد هر روز کشور را نیمه تعطیل یا تعطیل کنند که سالگرد امامی در آن روز است؟ حجاب دختران هم شده خط قرمز نظام و شیشه عمر حکومت و هرکس آن را به عمد رعایت نکند دوسال زندان! حکم ده سال زندانی آن خبرنگار جوانی که در پیج خودش شوخیی کرده بود که دامن امام هشتم را میگرفت، واقعا خجالت آور و غیر قابل دفاع است و مردم دیگر هیچ حریمی که حرمت آن نگه داشته شود ندارند و حکومت همه جا سرک میکشد و خوشحالند که دارد اسلام ناب محمدی اجرا میشود. و با همین رفتارها مردم را از دین فراری کردند و روزی که جمهوری اسلامی برپا شد بیست درصد هم بی حجاب نداشتیم و خبری از رواج روابط دختر و پسر و دوست دختر و دوست پسر نبود و این همه دور همی و پارتی و استخر پارتی و مشروبخواری رایج نبود و قسمت عمده اینها بخاطر دفاع غلط از دین و اعمال فشارهای بیهوده حکومت است.

گذر از بحران اجتماعی مذهبی

در درجه اول دولت باید کلیه فعالیتهای اقتصادی خود را به بخش خصوصی منتقل کند تا بسیاری از مشکلات اجتماعی و پارتی بازیها و رانتها کاهش یابد (توصیه های گذر از بن بست کشور5) و مردم را با ضربات جدیدی مواجه نکند. حکومت در انتخاب کاندیداهای ریاست جمهوری باید دقت بیشتری انجام دهد و سه یا چهار نفری کاندید شوند که سوابق مدیریتی خوبی داشته و اطمینان از عملکرد صحیح آنها و پیشبرد مملکت قطعی است و انتخاب وزرا و سایر کارگزاران کشور هم باید در درجه اول بر مبنای توانایی و تخصص صورت گیرد و مسایل جناحی و مذهبی در درجه بعدی باشد. در بعد مسائل مذهبی هم تجدید نظر جدی لازم است، وصل کردن حجاب یک دختر در شهرستانی دور افتاده یا تهران به اساس حکومت، غلط است و درست نیست که از 18 روز تعطیلات رسمی، 11 روز آن عزاداری است و اعتقاد مذهبی یک مسئله شخصی است و دخالت حکومتها در آن همان نتایج کلیساهای قرن 16 را بدنبال خواهد داشت و توصیه میشود به هیچ وجه دولت اجازه دخالت عوامل رسمی و غیر رسمی خود را در زندگی شخصی مردم ندهد.

سعدی نام  شهریور 97

www.blog.sadinam.com  وبلاگ

WWW.SADINAM.COM آدرس سایت

YOUROFICE @    تلگرام

INFO@SADINAM.COM        ایمیل