گذر از بن بست کشور 3

گذر از وضعیت سیاسی

کشور ما 250 سال است که بخاطر ترس از قدرت نهفته مان ضعیف نگه داشته شده است. دویست سال انگلیس هراس داشت که باز نادر در ایران پیدا شود و هندوستان را بگیرد و لذا تمام سیاست خود و قدرت نظامی روسیه را بکار گرفت تا ما کوچکتر و ضعیفتر و بهم ریخته تر شویم و نتوانیم مشکلی برای مستعمره انگلیس ایجاد کنیم و 50 سال است که باید ما و بقیه کشورهای خاورمیانه را تضعیف میکردند تا اسرائیل پا بگیرد و باقی بماند . در این دویست و پنجاه سال ما چوب حضور قدرتهای خارجی را در شرق و غرب کشورمان را خورده ایم و غرب ، سیاستهای نانوشته اش را فراموش نمیکند. 500 سال است که کمر به نابودی عثمانی بسته اند و هنوز تضعیف ترکیه بدون خطر فعلی در سیاستهایشان نهفته است و هر گاه توانسته اند ضربه دیگری برآن زده اند. بنابراین نمیتوان تصور کرد که ما با غرب آشتی میکنیم و همه چیز تمام میشود. کشور 2500 ساله ایران بارها برای روم خطرساز بوده و جنگهای صد ساله داشته، با پیروزیها و شکستهای فراوان و از شرق تا هند و از غرب تا مصر و بلغارستان را در کنترل خود گرفته است. پس یا باید قوی باشد و از منافعش دفاع کند و یا آنقدر دسیسه میچینند تا از این هم ضعیفتر شود. همانگونه که در زمان قاجار، هرگز انگلیس مبارزه با ما را فراموش نکرد، اسرائیل و غرب هم ما را از یاد نمیبرد. وقتی آمریکا کل عراق را تصرف کرد که بزرگترین آلترناتیو دشمنی با اسرائیل بود، اسرائیل نفر به نفر، دانشمندان عراقی را ترور کرد تا مطمئن شود هرگز این هسته رشد نمیکند و در زمان حمله عراق به ایران که همراستا با اهداف غرب بود، حمله به تاسیسات هسته ای عراق را انجام داد

 و اکنون هر چند یکبار دانشمندان فلسطینی را در الجزایر و مالزی ترور میکند و این یعنی اینکه سیاست غرب تعطیل بردار نیست و دائما برای کنترل دشمنان بالقوه فکر و برنامه دارند. پس دوستی با غرب و همراستا شدن با آن و حتی برسمیت شناختن اسرائیل هم این برنامه های غربی را متوقف نمیکند. روزی که آمریکا افغانستان را گرفت یا عراق را، بسیار بودند ایرانیانی که فکر میکردند چه خوشبخت شدند مردم این کشورها و از این به بعد همچون یکی از ایالتهای آمریکا خواهند شد و در خوشی و رفاه غلت میزنند. و دیدیم که همان آمریکایی که برای مردم خودش شادی و زندگی آرام فراهم می آورد، نگذاشت یک روز خوش بر عراق و افغانستان بگذرد و با همان سیاست قدیمی انگلیسی، مردم را بجان هم انداخت تا نتوانند علیه آمریکائیان و منافعشان فعالیت کنند و مشکل مردم شد گروههایی مثل طالبان و داعش و درگیریهای قومی و قتل و انفجار و بمب گذاری و از توان مالی و فرهنگی کشورهایی چون عربستان هم برای این نسل کشیها استفاده کرد تا عراق و افغانستان حوزه نفوذ شیعه نشود و چه زیبا نقشه میکشند و ما باز دوباره گول میخوریم. همین عربها یکبار دیگر بتحریک انگلیس با عثمانی درگیر شدند به این امید که کشورهای مستقلی شوند و دهها سال انگلیس از اجرای این وعده طفره رفت. پس بلحاظ سیاسی راهی بجز قوی شدن و حفظ منافع کشورمان در منطقه را نداریم و مجبوریم برای آن بجنگیم ولی نه اینگونه که در این چهل سال عمل کردیم. در چهل سال گذشته ما بدون اینکه برنامه عملی داشته باشیم، دائما طبلهای جنگ را بصدا درآوردیم و بیشتر دشمنمان را هوشیار و جری کردیم . هیچ برنامه مدون و حساب شده ای نداشتیم ولی بدون علت خود را با همه از جمله همسایگانمان درگیر کردیم و این همان فرصتی بود که غرب نیاز داشت تا بتواند با قدرت همین همسایگان، ما را تضعیف کند. ما نه مرز مشترک با عربستان داریم و نه مشکل غیر قابل حل، البته در مذهب با هم اختلاف داشتیم و هم اینکه بنوعی هر کدام میخواهیم رهبر مسلمانان جلوه کنیم و بدترین کار این بود که با تبلیغات رادیو تلویزیونی ضد آل سعود تمامی نیروی آنها را برعلیه خود بکار گرفتیم،

 حمایت مالی از عراق و ایجاد شورای همکاری کشورهای خلیج فارس و پشتیبانی مالی از داعش نتیجه آن شد.

در این چهل سال هیچ کاری علیه بحرین انجام ندادیم ولی با دفاع علنی از نهضت آزادیبخش بحرین هم فقط دشمنی بحرین و همکاری آن با دشمنانمان را خریدیم. لذا باید در سیاستهای منطقه ای کشور تجدید نظر اساسی کنیم و ضمن مراودات سیاسی اقتصادی با این کشورها، نه تنها از حمایتهای آنان بهره بگیریم که مانع از پیوستن آنها به دشمنان غربی شویم. دشمنی لفظی با امارات و اردن و مصر هم نتایج مفیدی برای کشور ندارد.

 همین لفاظی ها ابتدا با آذربایجان شوروی هم شروع شد که خوشبختانه دارد در این مورد تجدید نظر میشود. کشور زمانی میتواند در هر موردی برای کشورهای اطراف شاخ و شانه بکشد که در صورت تمرد آنها آمادگی ضربه زدن نظامی و اقتصادی به آنها را داشته باشد ، ما در این چهل سال همت نداشتیم که یک موشک کوچولو به امارات یا بحرین با آنهمه مشکل سازیهایی که ایجاد کردند بزنیم، و چقدر میتوانست با جغرافیای کوچک این کشورها موثر باشد، پس روال را باید بر صلح و روابط متقابل بگذاریم. در ارتباط با اروپا و آمریکا هم باید ضمن حفظ روابط تلاش کنیم که منافعمان حفظ شود و از زیاده روی و فراموش کردن جایگاه کشور پرهیز کنیم درست است که امروز آنها شیشه عمر ما را در دست گرفتند ولی فراموش نکنیم که با ترور مرده های سیاسی چقدر روابطمان با اروپا را بخطر انداختیم و یا برای توهین به پیامبر در یک روزنامه اروپایی، کل روابط با اروپا را بر هم زدیم 

و دست آخر نه آنها تنبیه شدند و نه ما نتیجه ای گرفتیم. نتیجه اینکه استراتژی سیاسی کشور باید بگونه ای تدوین شود که اشتباهات فوق تکرار نشود و ما را به لجبازی کودکانه با دنیا نکشاند. ولی اصل پایداری استراتژی سیاسی کشور قویتر شدن و حضور و نفوذ هر چه بیشتر در منطقه است و اصل اساسیتر آن تقویت اقتصاد کشور برای تحمل هزینه هایی که حضور منطقه ای و حکومت نیاز دارد. استراتژی سیاست داخلی کشور هم باید بازنویسی شود و تجدید نظر اساسی شود. سیاست خارجی قوی در منطقه نیاز به دموکراسی در کشور و آزادی و شادی مردم کشور دارد، چیزی که تاکنون کمترین توجه به آن شده است، پشتیبان و قدرت هر حکومت، حمایت مردم آن است و کافی نیست که فقط خواست اکثریت مومن کشور مدنظر قرار گیرد و نیازمند افزودن طیفهای وسیعتری از جامعه است و برای همه مردم باید فرصت پیشرفت و زندگی و اظهار نظر قائل باشیم. یکی از ضربات جدی چهل سال اخیر مربوط به بکارگماردن مدیران صرفا مومن و خودی در کشور بوده و نابودی اقتصاد و صنعت کشور و ایجاد تغییرات جدی در جامعه ناشی از آن است و لزوم بکارگیری افراد کاردان اولویت دارد . سیاست فرستادن اجباری مردم به بهشت هم ضربات جدی به اعتقاد جوانان به مذهب و وطنپرستی زده و لزوم تجدید نظر در آن و عدم دخالت دولت در مسائل اجتماعی و زوایای خصوصی مردم وجود دارد. و توسعه گشتهای ارشاد و حاکم کردن نیروی انتظامی بر زندگی خصوصی مردم اشتباهی است که نه مذهب اجازه میدهد و نه سیاست ایجاب می کرده است.

 موج عشق به مهاجرت به کشورهای دیگر نتیجه سیاستهای غلط قبلی است.

مورد بعدی هم پرهیز از پررنگ کردن عزاداریهای مذهبی و ایجاد موانع در شادیهای ملی مردم است که باید در استراتژی داخلی کنجانده شود.

سعدی نام  شهریور 97

www.blog.sadinam.com  وبلاگ

WWW.SADINAM.COM آدرس سایت

YOUROFICE @    تلگرام

INFO@SADINAM.COM        ایمیل